+ قلم عشق!

يکشنبه 30 مهر 1385 ساعت 12:0 عصر

سلام ....


   يه نامه ي عاشقانه خيلي زيبا .حرفهاي يک عاشق مجنون صفت با معشوق ليلي تبار!



 به نقل از دعاي ابوحمزه ثمالي:


 الهي لا توءدبني بعقوبتک ....
    آخدادلت مياد من رو با شکنجه ادب کني .برايم نقشه بکشي؟ اگه اينطور باشه پس از کجا به من خير برسه؟جزتو!


 بک عرفتک وانت ....
    به تو شناختمت وتو رهنمودي مرا برخودت وخواندي مرا بسويت واگر تو نبودي نميدانستم تو کي هستي،حمد مال خداييست که بخوانمش واو اجابت کند ....


  واخلوبه حيث شئت ....
    وخلوت کنم با او هر جا که بخوام وبراي راز دلم بدون هيچ واسطه از او حاجتم رو براورده بخواهم؟!


  الحمدالله الذي تحبب الي ....
    ستايش خدايي را که مرا بدوستي برگزيدبا آنکه از من بي نياز بود.


  واعلم انّک ....
    وميدانم که تو براي اميدواردر مقام اجابتي ومراقب احوال پريشان خاطران.


  واسئلواالله من فضله ....
     از فضل خدا بخواهيد که او به شما بندگان مهربان است .


  الهي ربيتني في نعمتک ....
     خداوندا! کودکي بيش نبودم که مرا به نعمت واحسان خود پروراندي ودر بزرگي سربلندم ساختي!


  حجتي يا الله في جراتي ....
      اميد آن دارم که با اين گونه بديهاي من ،اميدي را که به کرمت دارم بدل به نوميدي نسازي آرزويم را بر آوري ودعايم را اجابت کني.


   وتؤخّر العقوبه بحلمک ....
      بردباري تو به گناهم ميکشاند وجرات ميبخشد وپرده پوشيت به بي پرواييم ميخواند.


 


 ادامه ي اين نامه ي عاشقانه رو ميتونيد از کتاب مفاتيح الجنان نوشته آشيخ عباس قمي بخوانيد. برا من که اولين بار بود معنيش رو ميخوندم واقعا جالب وعاشقانه بود .بنده(عاشق) وخدا(معشوق).


 


التمس دعا ....
  يامحمد وعلي
يا غياث ....  


نوشته شده توسط : حسن ک.نظري(امٌل جان)

نظرات ديگران [ نظر]