1   2   3   4   5   >>   >
   [آرشيو نشده ها]

+ آن قدر و اين قدر..

پنجشنبه 12 مهر 1386 ساعت 1:39 عصر

تنهايي علي (ع)
يا گذري به چاه هاي پاستور

علي تنهاست!؟
چه کسي تنها نيست؟!
کسي که با همه است؟!
کسي که رنگ زمان به خود ميگيرد؟!
احساس تنهايي مربوط به کسي است که آنچه در اين جامعه و در اين زمان  و در اين ابتذال و روزمرگي وجود دارد نميتواند سيرش کند.
اين جاست که انهمه يارآن همه هم رزم.آن همه نشست و برخاست با اصحاب پيامبر هيچ کدام براي علي (ع) تفاهمي نمي اورد.
چرا ؟چون اين ها همه ظاهري است.ميخواهد درد دلش را بگويد حرفش را بزند ولي گوش و دلي نيست تا بفهد.
رنج بزرگ يک انسان اين است که عظمت او شخصيت او در قالب فکر هاي کوتاه در برابر نگاه هاي پست پليد و احساس او در روح هاي آلوده و اندک . ننگ قرار ميگيرد..
نيمه شب به طرف نخلستان ميرود  و اين مرد تنها که روي زمين خودش را تنها مي يابدبا زمين و آسمان بيگانه است و فقط وظيفه اش او را با جامعه و اين شهر پيوند داده است  و براي اين که ناله ي او به گوش هيچ نا محرمي نرسد سر در حلقوم چاه فرو ميکند و مي گريد.
گريه براي چه؟؟!!
افسوس که گريه ي او يک معما براي همه است
آيا از خلافتش که غصب شده؟
يا فدک از دست رفته؟!
يا خلافي روي کار امده؟!
از اين که همسرش را......؟
نه! نه!  دردناک تر اينکه او در ميان پيروان عاشقش نيز تنهاست؟
حتي آنان نيز او را نشناخته اند نمي دانند دردش چيست حرفش چيست سکوتش  براي چيست؟
 او در اوج ستايش ها باز هم تنهاست
درد علي دو گونه است:يک درد زخم شمشير ابن ملجم و درد ديگر که او را تنها به نخلستان ها ي اطراف مدينه کشانده و به ناله اورده است
و  ما بر درد وي ميگرييم که از شمشير ابن ملجم در فرقش احساس ميکند اما اين درد علي نيست.دردي که چنان روح بزرگي را به ناله اورده است تنهايي  تنهايي تنهايي است.که ما آن را نميشاسيم
بياييم اين درد ها را بشناسيم چرا که علي (ع)درد شمشير را احساس نميکند و ما درد علي را
بياييم علي زمانه را درک کنيم و به شعار ها دل نبنديم که او هم تنهاست و تنهايي او از جنس علي ست.اما ما از نوع يار نما هاي علي نباشيم .چاه ها را با همدردي در عمل پر کنيم و فرصت هاي ناله را از او بگيريم ودر عمل اين است نتيجه ي يک شناخت کوچک از ليالي قدر و علي (ع)و علي زمان..
  يا محمد وعلي
        
بيت حسن ک. نظري(امُل جان)
 سلام... اين نوشته ويرايش شد!  




تو اين دو روز و ...اندي که اين پست رو فرستادم . بعضيا فهميدن چي ميگم. خيلي ها هم اصلا انگار نه انگار...


هيچکي چرا نفهميده من چي ميگم؟(اکثريت رو ميگما)
يا حضرت غياث....


نوشته شده توسط : حسن ک.نظري(امٌل جان)

نظرات ديگران [ نظر]


+ قلم عشق!

چهارشنبه 4 مهر 1386 ساعت 1:0 صبح

سلام ....



   يه نامه ي عاشقانه خيلي زيبا .حرفهاي يک عاشق مجنون صفت با معشوق ليلي تبار!



ادامه مطلب...


نوشته شده توسط : حسن ک.نظري(امٌل جان)

نظرات ديگران [ نظر]


+ تولدم مبارک!!!!

دوشنبه 12 شهريور 1386 ساعت 1:40 صبح
مرگي از نوع تولد             شايدم          تولدي از نوع مرگ





نشسته بودم باخودم کلنجار ميرفتم که يه دفعه يادم اومداي بابا اي دل غافل امروز 12 شهريوره..
آره 12 شهريور تولدمه.22 سال پيش ساعت 10 صبح دوشنبه اي پا به عرصه ي دنياي دوم هستي گذاشتم.
دنياي اول که رحم  است و روز الست.عهد و پيماني الهي و از اين جور چيزا که من نميدونم...!
دنياي دوم که همين مسافرت چند روزه در زمينه.البته اگر بنزين (معرفت)هم سهميه بندي باشه .مسافرت در آن سخت مي شه.
دنياي سوم هم که دارالقرار و محل آرامش است.
در دنياي اولي که عهد با خدابستيم و از راز و رمز اعلم و ما لا تعلم چيزهايي به ما القا شد.
 در دنياي دوم بايد اين اعلم و ما لا تعلم را در جاده ي زندگي به ازمايش بگذاريم تااين مسافرت چند روزه هم بگذرد.
دنياي سوم که همش عکس العمل ،عمل دنياي دوم ماست.و در واقع در مدار افتدن دنياي مجاز به حقيقت است.
اين جاست که همه چيز به جريان واقعي تبديل ميشود.
خلاصه انقدر ميدانم که هر سال دنيا مانند يک روز آخرت است.اگه 22 سال عمر کرده باشيم مثل اينه که 22 روز در دنيا بوديم.
 يادمان نره که دنياي سوم تجلي گاه دنياي دوم و دنياي دوم قربانگاه دنياي اول است.
اين همه پر حرفي کردم فقط خواستم بگم تولد دومم را تبريک بگيد و براي تولد سومم مغفرت بخواهيد. چون همش تجربه بود و  اصلا با 7 سال عمر تکليفي مگرچطور ميشد بود.؟؟؟
و آيا براي فرصت هاي نداشته پاسخگو يي هم هست ؟؟که ...

                   اين است فرق ماهيتي شهادت علي اکبر و پدرش

 

                   
                     در جواني پاک بودن شيوه ي پيغمبري است

                     ور نه هر گبري به پيري ميشود پرهيز گار
                                                                 
                                                                  
                                                                     يا محمد وعلي
                                                                بيت حسن ک. نظري(امُل جان)

نوشته شده توسط : حسن ک.نظري(امٌل جان)

نظرات ديگران [ نظر]


   1   2   3   4   5   >>   >
   [آرشيو نشده ها]