1   2      >

+ عرفه نقطه ي مشترک عارفان

جمعه 8 دي 1385 ساعت 10:45 صبح

سلام ....
1.شهيدي که از عرفه رفت وکربلا وعاشورا را ساخت.
2.شهيدي که کربلاي ايران وعاشوراي شلمچه راديد ودر عرفه رفت.

------------------------------------------
پرده اول:
فرض کن در صحراي عرفه نشسته اي ودر اوايل دهه ي شست هجرت. از من و تو پست تر وگناه کار تر هم آنجا بوده اند .پس ميتوان دل داري داد امثال خودمون نيز آنجا بودند.
 ناگهان سلاله ي محمد(ص) وعلي(ع)وفاطمه(س) بر صحرا فورد مي آيد وبا علم به نزديکي موعد ذبح عظيم اين چنين با رب خود به نجوا ميپردازد:
 وراحم کل ضارع ، ومنزل المنافع والکتاب الجامع بالنورالساطع ....
 .... وهر که  بدرگاهش تضرع پيش آورد، بر او ببخشايد.او بر بندگان سودها فرود آورد،چون کتاب جامع قرآن که پرتو تابناکش عالم را در خود گرفته .....


....اللهم اني ارغب اليک واشهد بالربوبيه لک ف مقرا بانک ربي ، وان اليک مردي ....
 .... خداوندا مرا دلبستگي به بخشايش تست وبه پروردگاريت گواهي ميدهم.اقرار ميکنم که تو پروردگار مني وبازگشت من به سوي توست.


.... ومن قبل ذلک رؤفت بي بجميل صنعک وسوابغ نعمک ....
  .... پيش از اين نيز پيوسته به من مهر ورزيدي ونعمتهاي فراوان بخشيدي تا ازنطفه مرا آفريدي ودرتاريکي مستقر ساختي....
.... فان دعوتک اجبتني وان اسئلکاعطيتني وان  اطعتک شکرتني ....
  در اينجاي دعاي عرفه حضرت عشق اشک در ديدگانش جاري شد وفرمود:
 خداوندا آنچنان از خود هراسناکم قرار ده که گويي تورا روياروي خويش ميبينم ومرا بهه پرهيز گاري وعبادتت رستگار کن.

 يا غايه الطالبين الراغبين، ومنتهي امل الراجين....
پرده دوم:
 فردي جامانده از نسل سرخ خميني وجنوب وآفتاب سوزان کربلاي ايران. در داغ همرزمانش گر گرفته واز ولي نعمت خود(مقام معظم رهبري) مکررا خواسته که براي شهادتش دعا کند، اين چنين دست به نوشتن وصيت زده است:


 خداوندا فقط ميخواهم شهيد شوم،شهيد در راه تو، خدايا مرا بپذير ودر جمع شهدا قرار بده.
خداوندا روزي شهادت ميخواهم که از همه چيز خبري هست الا شهادت.ولي خداوندا تو صاحب همه چيز وهمه کسي وقادر توانايي، اي خداي کريم ورحيم وبخشنده، توخود کرمي کن،لطفي بفرما،مراشهيد راه خودت قرار بده.
 باتمام وجود درک کردم عشق واقعي تويي وعشق شهادت بهترين راه براي دست يافتن به اين عشق.
.... اي خداي شهدا، اي خداي فاطمه زهرا(س)،اي خداي حسين(ع) بندگي خود را عطا بفرما ودرراه خودت شهيدم کن، اي خدا يا رب العالمين.
.... اي خداي کريم، اي خداي عزيز واي رحيم وکريم توکمک کن به جمع دوستان شهيدم بپيوندم.
 .... خداوندا تو توانايي، اي حضرت حق، خودت دستم را بگير،نجاتم بده از دوري از شهدا،کار خوب نکردن،بنده ي خوب نبودن .... حضرت حق! اميد تو اگر نبود پس چه؟
....الله اکبر،خداوندا! خودت کمک کن، خداوندا تو را به خون شهداي عزيز وهمه ي بندگان خوبت قسم مي دهم، شهادت را در همين دوران نصيب فرما وتوفيقم ده هر چه زود تر به دوستان شهيدم برسم.انشاء الله ....
-------------------------------
پي نوشت 1: امروز سالگرد شهداي عرفه  است .حاج احمد کاظمي ويارانش.
پي نوشت 2: آيا ميدانيد در هنگام دفن شهيد کاظمي چه چيزي با خود برد؟ از طرف آقاسيد علي ،عبا ي ايشون به همراه انگشتري که بيشترين نماز شب را با آن خوانده بودند دادند که با شهيد دفن شود.... اي خدااااااااااااا(به نقل از خاطرات سردار سليماني)


التماس دعا ....
  يامحمد وعلي


نوشته شده توسط : حسن ک.نظري(امٌل جان)

نظرات ديگران [ نظر]


+ خدا غلامتم.عبدتم.خرابتم.

شنبه 2 دي 1385 ساعت 8:43 عصر

سلام ....
محفل شوريدگان رانازم که هست 
يارساقي-بزم صحرا-جام دل-صهبا جنون

 اين سري به هم ريختنم زميني نيست. فقط نياز دارم بگم. يه جا بگم.
يه وقتايي به خاطر آدم بودنم از خودم بدم مياد. به خاطر اينکه خدايي چون او دارم از خودم بدم مياد .نه اينکه نعوذبالله .... نه از اين که مرا لايق او ديدند ولي حس ميکنم نيستم. لايق خدايي چون او نيستم. به در ميزنم به ديوار ميزنم.به کوه.به درخت. به خودم اصلا. آخه خره الاغ چه قدر باهات راه بياد وتو نفهمي؟ چه قدر نازتو بکشه وتو پس بزني؟ چه قدر خودشو برات بياره زمين تا تو ببينيش؟ چه قدر پس گردني بهت بزنه وتو انگار نه انگار که بابا تو را باشد کسي خدا نام!!!!
 اي خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا  .....
به هر بهونه اي که ميشه ميخواي خودتو به رخم بکشي؟ که چي؟ ميخواي لهم کني؟ خوب بکن! ميخواي دقم بدي؟ خوب بده! ولي چرا هي لي لي به لالام ميذاري؟ چرا هي موهبت پشت موهبت بهم ميدي؟ هااااااااااااااااااااااااان؟!
خداااااااااااااااااااااااااااا بخدا منم خدايي دارما .... بهش ميگما!!!!
بابا من عبدتم به مولا .... باب من ديونتم به مولا .... بابا من خرابتم به مولا .... بابا من ضعيفتم... فقط ما رو انقدر تحويل نگير. به خدا از دست اين کارات بالاخره دق ميکنما ....
 آخدا!!!! چرا انقدر من رو نگاه ميکني؟ چرا انقدر ميزني پس کلم ؟ خوب لوتي تو که اين همه زدي پس کله ي کچل ما. يه بارم ميومدي حداقل تو ظاهرم که شده از ما رو برميگردوندي! خيلي پررو شدم ديگه. خسته شدم از اين پوست کلفتي . از اين عقلي که عملا در من هيچ کارست ودادي بهم برا وزن زيادش. از اين دل دم به دقيقه بهونه گيرم. از اين قلب ....
 خدا!!!! خدا!!!! ..... اي بابا ..خدا!!! ... با تو اما....... خدابا تمام اين حرفا غلامتم. خيلي ميخوامت.
تازه اينم بگم .... اگه خدايي نکرده خدايي نکرده بخواي درخواستاي من رو بذاري تو نوبت وپارتي بازي نکني به خودت قسم به مادرم که مادرتموم عالمه.

جهان را صاحبي باشد خدا نام   
کزو شوريدگان گيرند آرام
   


 


دعام نکنيد.


نوشته شده توسط : حسن ک.نظري(امٌل جان)

نظرات ديگران [ نظر]


+ دوباره ميسازمت

جمعه 1 دي 1385 ساعت 7:31 عصر

سلام ....
  خيالي نيست از ما که گذشت....
 ولي يه روزي اين حال به سر شما هم مياد....ما تکبيرمون رو گفتيم وحالا حالا ها اين قياممون رو نميشکونيم.
قبل از پست به کجا چنين شتابان!اندکي فکر!! و بعد از اون قم وعوارض آن رفيق غار وگرمابه زيادبودند. ولي الان ما پيش اونا شديم رافضي...خارج شده...چپ کرده.... باز دم اين جور دوستان گرم.بعضيها که بيکار نشستند وتا تونستند پشت ما حرف زدند وغيبت وتهتم.... بازم خيالي نيست چون:
    ما زنده به آنيم که آرام نگيريم.... موجيم که آسودگي ما عدم ماست.
.......................................
 دوستاني که لينک يا لوگوشون رو برداشتم ناراخت نشند توروخدا... به خدا نه بدي به من کردند نه چيزي. فقط احساس کردم حرف هم ديگه رو نميفهميديم. از اين به بعد وبعداز گفتن تکبير جهادم در اين دنياي مجازي ميخوام يه سري دوست پيدا کنم تا دور وبر هم ديگه الفباي وبلاگنويسي متعهد و جريان ساز رو مرور کنيم وبشيم رفيق غار وگرمابه ي هم....



 يه حرفي هم داره تو گلوم زيادي مينه واون اينکه دوستان به اصطلاح مذهبي من(البته بعضياشون)، به همون خدايي که ميپرستيد گناه تهمت وغيبت وافترا اگه بيشتر از زنا نباشه کمتر از اون هم نيست به والله....
ديگه سعي ميکنم اروم تر بنويسم و نرم ترتا انديشين رو مرور کنيم با هم نه انديشه ها را ....
 حرف آخرم  اينکه به خدا من نه چپ کردم نه خوارج شدم نه چيز ديگه .... ولي دوستان مذهبي لطف کنند کتاب جاذبه ودافعه ي علي(ع) رو بخونند.به خدا برا هممون خوبه!!!!
-----------------------------------------
پي نوشت1: دعاکنيد تا ادم شم وهرچه سريعتر به وسيله ي مردن عزت بار از دست اين دنيا راحت شم.
پي نوشت 2: اي دي قبليم سوخت.دوستان ميتونند اي دي جديد من(edvardo3tir) رو اد کنند.

التماس دعا ....
محمد وعلي     


نوشته شده توسط : حسن ک.نظري(امٌل جان)

نظرات ديگران [ نظر]


   1   2      >