سلام
آخي چه حالي داد....
با دعاي شما دوستان به حود الله اون مشکلم هم تموم شد .خداخيرتون بده
.
(البته خواهران ناراحت نشن)
دوست دارم صورت دونه دونتون روببوسم.
....
چه قدر بده آد م انتظار بکشه من که پير شد م تا اين لحظه رو دارم حس ميکنم.
از خواهر بزرگوارم خانوم "سيد فاطمه شيدا" هم تشکر مخصوص دارم که اين زحمت وقبول کردن با تمام مشکلاتش... به خدا نميدونم چه جوري اداي احترام کنم.
ازجمله اهانت ها و تصور هاي غلط و کارآگاه بازي ها و ترد شدن ها و .....
راستي ببينم من چه کرمي داشتم که بخوام الکي فيلم بازي کنم رفتم،که همه ي فحشاشو ايشون بخوره.
اينو بگم خيال همه ي اونايي که فکر ميکردم ما دوتا يکي هستيم روشن بشه.
من تو اين مدت هم به وبلاگم مي اومدم هم به پارسي يارم هم به اي ديم سر ميزدم و.....
ولي هيچ پيامي ويا پستي رو در وبلاگ يا پارسي يار نذاشتم، هرچه هست کارهاي خانوم شيدا هستش وبس .والسلام
.
.
.
2. از تماميه دوستان که در اين مدت قدم رنجه کردن ومنت بر مانهادن:
" هاتف ، م.ر ، صحرا ، دختر شب، يه دلخسته، آقا محمد آزادي، شمشاد ،سيد حسين نصر الله، گل سرخ ،داداش احمد ، فردا ، اقاقيا ،کيمياوب،سيد فرهاد ،
فداييان ، رضا(يه قلب پاک ...)، امير ، آقاي مدير ، يلدا ، ساسان ، آقا روح الله ، علي ،سلطان عشق و ..... عزيزاني که از کشورهاي عربسان ، امارات ،
آمريکا ، چک ،فرانسه، آلمان و ....... از صرف خودم و خانوم شيدا که خيلي مديونشونم تشکر ميکنم.
"
.
.
.
3. اينبار يک کمک فکري ازتون ميخوامو اون هم اينکه من قصد دارم روند نوشتنم رو بنا به پيشنهاد دوستان در اين سريه جديد در ظاهر کمي تغيير دهم.
در محتوا نه ، فقط در ظاهر . کمي به روز تر بنويسم تا از خواص به عوام هم گذري داشته باشيم.
کمک کنيد تا ان شاءالله بتونم بيشتر مثمر ثمر باشم .
هر گونه نظر ، پيشنهاد، انتقاد ، روش قلم فرسايي ، نوع نگاه به مسائل ،شهدا،انقلاب،امام .آقا ،مقوله ي بسيجيسم،مدرنيسم،تجدد،سنت،موسيقي،مداحي ، طرز تفکر و .... داريد با من
در ميون بذاريد تا با کمک شما شايد بيشتر حق مطلب آدا بشه.
توروخدا اينبار هم کمک کنيد . چون نياز شديدي به جريان سازي فکري دارم.
.
.
.
التماس دعا ....
يامحمد و علي
نوشته شده توسط : حسن ک.نظري(امٌل جان)
سلام ....
"ناگهان ترکشي آمد و درسري که سوداي کربلا داشت فرود آمد"
نوشتهاي از شهيد سيد مرتضي آويني درموردشهيدچمران
.
.
خدايا! تورا سپاسگذارم،چون تمام عشقهاي زميني را از من گرفتي تا عشق تورادرسينه داشته باشم!
اين سخن کسي است که به تمام قله هاي موفقيت دنيوي رسيد وبعد تمام آنها را طلاق داد.
شاگرد اول دانشکده ي فني دانشگاه تهران
شاگرد ممتاز دانشگاه تگزاز
پيشنهاد کرسي ناسا
مقام دوم ورزشهاي رزمي دانشجويان آمريکا
اينها قله هاييست که هرکسي در اين دنيا آرزويش را دارد
واو به تمام انها براي دلش پشت پا زد و راهي الجزاير و مصر براي سر وسامان دادن وضعيت مسلمانان در زير پاهاي
استعمار گران شد.....
بازهم از نظر درون ارضا نشد و به لبنان رفت و رسته هاي حزب ا... را ساماندهي کرد .
تا اينجا دوبار عاشق شده بود .يکي در آمريکي و ديگري در لبنان.
همسر لبنانيش ميگفت بعد از سه سال زندگي با دکتر با گفته ي يکي از دوستان تازه فهميدم که دکتر تاس است .
اينقدمحو شمع وجودي او بودم.دکتر هميشه به شمع وگل وپروانه عشق ميورزيد .
اينها براي مردي که چريکي در خونش است کافي نبود.
ناگهان..........
هل من ناصراينصرني کسي در گوشش پيچيد. و او به امام خميني(ره)لبيک گفت و آنچنان شيفته ي او شد که
که ديگر حاضر به دوري از او نشد وخود را بسيجي حلقه به گوش او کرد . امام با او چه کرد که شيفته ي او شد!!؟؟
.
.
.
سازمان دهي جنگ هاي نامنظم ،معاونت انقلاب نخست وزيري، وزارت دفاع و .... نتوانست دل جهاد گر او را ارضا کند..
پاشنه اش را کشيد .پاوه وسوسنگرد را آزاد کرد .... او تنها فرمانده ي چريک ما در جنگ تا آن موقع بود.
دردهلاويه ناگهان:
"ترکش آمد وبرسري که سوداي کربلا داشت فرود آمد....
چند لحظه قبل ازشهادتش در ماشين دستنوشته اي نوشت که گوشه هایی از آن را میخوانید:
"ای دست وپا وسر وگوش وتن من ممنون که عمری مرا حمل کردید وتحمل.... تاچند لحظه ی دیگر شاهد
رقص من در برابر مرگ خواهید بود"
آری اینست سرانجام مجاهد فی سبیل اللهی که در طول عمرش هم درس خواند وهم عاشق شد و
هم شجاعت داشت و هم رشادت وهم عارف بود وهم جاهد وهم مرید بود وهم .....
.
.
اگر روزی از من بپرسند که چه کسی را در این زمانه بیشتر شبیه حضرت علی(ع) می بینی، بدون درنگ لب بر
میآورم که "شهید چمران".
روحش شاد وراهش پررهرو ....
التماس دعا....
نوشته شده توسط : حسن ک.نظري(امٌل جان)
سلام ....
پيچک آمد بر مخم . آب بده آب بده و نگاهي بينداز بر طفل درونت .
.
.
چه طوري؟ گرفت منو.آب قند. بيا ببين کجايم و کجا بودم .... هرچه گشتم نيامد که نيامد.نيست عيبي بورو پيداش ميکني .
اعتياد داره ها !!!!ما که خراب عالم هستيم بذارخراب
رفيقم باشيم بابا . بدبخت ،بيچاره ،خدازده .... نرووووووووووووبورو بابا ... خودت رفتي حال منع رطب ميکني؟ بورو در خونه ي خودتوبيل بزن عامو ....
.
.
سوسو ...
دادش ... شرمنده ها مياي .... بازم خرابي تو رگم بود . گفتم آره حاجي!بذار رو سايلنت خره ... از خونه زنگ ميزنن مي .... تو اعصابتا. چي کار داري ميکني؟ هيچي يکي از
بچه ها زنگ زده بود .
.
.
جيک جيک .... چند بار بهت ناليدم که نکن .... مگه من اعصاب ندارم؟ ولمون کن بابا .
قديمي ايد ديگهکاريتون نميشه کرد .
.
.
بلبل ....
به جون داداش اگر نباشد بر تو جان مرا نيز دوستيت برفت . به چه دردم ميخوره خدايي؟؟خربزه آبه . ده بزن ديگه مردي بزن ....
.
.
خر .... کوتاه اومدم در خودم جا گرفتم و خودم را
small کردم تا برم تودلش .... فقط براي عايقبودن در حرفش که مرامت مرا کشته و ...
بامرام..
.
روباه .... حالا ازفردا شوروع ميکنم .... الآن برم وايسم بهم ميخندم ولي از فردا .... ميخندند!! غلط
نميکنند ، جوانند ديگه، مشتي کوتاه بيا .نه نزنيم سينه .... اينجا آب و هواش خوبه .... امل بد بخت فکر
کردم بهم ميگن و نرفتم .... عقب ميفتادم هي .... هي ميرفتم شهريور بيام بازم .... نه ورودي 82.
.
.
.
اون
بامراما مهمترن . جووني کن خره! بالاخره ديوار از اونا کوتاه تر نيست که . کوتاه ميان . ميخواي بهبچه هات چي بگي .... فکر اونجاشو کردي اصلا؟ .....نه.........نه ....................پس امشب فلان جا
هستي ديگه؟ بازم جا کردم خودمو .... صداش ضعيفه خدايي .... نميشنوي شکستنو ف نه؟؟؟؟
.
.
.
.
نعره ...... نعره ...... نعره ...... نعره ......
خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااامصب تو شکر ................... همش سرمايه گذاري ؟ همش خصوصي سازي؟ همش کابينه ي 70
میلیونی؟ همش بورس؟ همش خونواده و جامعه؟ ..................
پس تو چی ؟ بیکار بشینی منو نیگا کنی؟ خدا؟!
نوبت ما که شد بازنشست شدی حالا؟ مرام رو گذاشتی برا ما بیمراما ،پس خودت چی؟
......
..........
آمین .... نیگام نکنی میرم شکایتتو پیش یکی میکنم که .......
باشه خودت خواستیا اااااا .....
--
خانوم! سلام . ببخشید این موقع مزاحم شدم . میدونم این چند وقت به خاطر فوت باباتون و زخمزبون ودیدن یه چیزایی تو
کوچه و جلوی چشمتون ..... حالتون خوشایند نیست و همش تو فکرحال همسرتون بعد از خودتون هستین . ولی یه نامه داشتم، میخواستم بهتون بدم که شما از نفوذتون
استفاده کنین و این حال و روزه مارو به گوش اون بالایی برسونید و ......
-- ....
-- پس من جوابو از خودتون میخوام دیگه . خیالم جمع باشه؟ حتما دیگه؟
راستی
سلا م ما رو به خانواده ی محترمتون برسونین.-- با اجازه!
..........
......
.............
............... آآآآخیش ش ش ش ش ش ش . راحت شدم . کاش از اون اول همین کارو میکردم.
.
.
.
.
نوشته شده توسط : حسن ک.نظري(امٌل جان)