به نام خدا
دوست من! سلام.
خيلي از حرف هايت درست است. اگر اجازه بفرمايي، چند نكته را هم بنده عرض مي كنم:
1. هم عقل و هم همه ي دين هاي آسماني، ادب را سرمايه ي انسانيت مي دانند. دين مقدس اسلام يك جلد كتاب در اين باره آيه و روايت دارد؛ لذا استفاده كردن از واژگاني كه ادب انساني را زير سؤال مي برند، كار خوبي نيست؛ حتي اگر انسان خود را خيلي اهل مذهب نداند.
2. پيامبر اكرم و اهل بيت عزيزش _ عليهم السلام _ هميشه به شيعيان، يعني همين كساني كه ما خيلي از آن ها را بيدين و كم مذهب حساب مي كنيم، اميد داده و هميشه آن ها را به سوي بهشت رجا رهنمون ساخته اند و در همان حال، همه را از خود ترسانده اند؛ از بدي هايشان؛ از كمبودهاي اعتقادي و عملي شان؛ از پستي هايشان در برابر خداوند والا و بي همتا؛ لذا بايد اميد و ترس انسان مساوي باشد: 50 به 50.
3. حضرات معصومين _ عليهم السلام _ فرموده اند كه با افراد هر زمانه، طبق عقل و شرايط همان زمان صحبت كنيد و آن ها را از همان راه هاي صحيحي كه خودشان هم دوست دارند، به زيبايي هاي خدا و ما رهنمون سازيد؛ اما نه به اين معنا كه روي خيلي از حقيقت هاي ناب و مسلم دين، پرده ي غيبت افكنده شود و معارف وحياني و قرآني انسان ساز و شيطان سوز به حساب عقب ماندگي و آفتابه و ... گذاشته شود.
4. مراجع بزرگ شيعه هميشه در خط مقدم اسلام حركت مي كنند. خيلي از ايشان را بنده مي شناسم و با آن ها ارتباط دارم. آن ها در هر مسأله اي كه احساس نياز به مشورت متخصصان يك رشته پيدا كنند و يا اهل بيت _ عليهم السلام _ آنان را به اين كار واداشته باشد، حتما و حتما با بزرگان رشته هاي علوم مختلف دنيا مشورت مي كنند؛ حتي گاه از دانشمندان خارجي كه صاحب تأليفات و تجربيات فراواني در اين رشته ها هستند، دعوت مي كنند و با آنان به گفتگوهاي علمي مي پردازند.
5. اين كه بعضي هم دنيا را مي طلبند و هم در پي آخرتند، هم خدا را مي خواهند و هم خرما را، 2 علت اساسي دارد:
الف. اين كه صاحبان انديشه هاي درست معرفتي و مذهبي نتوانسته اند به طور كامل بر چنين اشخاصي اثر بگذارند؛
ب. اين كه چنين اشخاصي به دنبال حقيقت مسائل نيستند و خودشان را با چند تكه ريز از معارف الاهي خوش كرده اند.
6. نه همه ي روحانيت، اما بسياري از آن ها كه ديگر به اين آساني نمي شود آمار دقيقشان را به دست آورد، از مسائل جوانان و كشور و آسيب هاي دين زداي امروزه آگاهند و برخي از محققان، عمرشان را تنها در اين راه صرف مي كنند؛ اگرچه عده اي هنوز در ناكجاآباد خويشتن گمند.
7. بنده با جوانان و نوجوانان خيلي زيادي ارتباط دارم؛ آن هم هر هفته و شايد بتوان گفت: هر روز. براي هر كسي بايد از راه خاصي وارد شد؛ ولي مي توان گفت كه همه ي جوانان، چه بچه هاي قمي (هيأتي و غير هيأتي) و چه بچه هاي شهرهاي ديگري مانند تهران و كرج و شيراز و اصفهان، آمادگي خوبي براي پذيرش واقعيت هايي دارند كه هنوز به گوششان نرسيده است.
دوستتان دارم.
خدا نگهدارتان.